تغییر منو
تغییر منوی شخصی
به سامانه وارد نشدید
Your IP address will be publicly visible if you make any edits.

سوسیالیسم

از ویکی‌پرولتار
نقشه‌ای از کشورهای سوسیالیست کنونی (سرخ) و پیشین (نارنجی)

سوسیالیسم گونه‌ای روش تولید[۱] و دورهٔ گذار[۲] میان دو روش تولید دیگر، سرمایه‌داری و کمونیسم، است که با مدیریت کارگران بر توان تولید که به دارایی عمومی تبدیل شده و از راه سلب مالکیت از بورژوازی با به‌کارگیری خودکامگی کارپیشگان به دست می‌آید شناخته می‌شود. اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده، نبود انگیزهٔ سود و اشتراکی‌سازی پایه و بنیادهای اقتصاد سوسیالیستی به شمار می‌روند.

تعریف سوسیالیستی علمی این عبارت، به‌گونه‌ای که مارکسیست‌لنینیست‌ها آن را به کار می‌گیرند، به مرحلهٔ خاصی از تاریخ، به‌اختصاص حالت گذار میان روش‌های تولید سرمایه‌داری و کمونیسم گفته می‌شود (که ازاین‌رو به‌عنوان «مرحلهٔ آغازین کمونیسم» یا «مرحلهٔ پایه‌ای کمونیسم» نیز شناخته می‌شود. بااین‌همه، معمولاً به اندازه‌ای متفاوت دانسته می‌شود که بتوان آن را روش تولیدی جدا از کمونیسم شمرد).[۳] بااین‌حال، اصطلاح «سوسیالیسم» بیشتر زمان‌ها در گفتمان‌های بزرگ چپ‌گرایانه به‌اشتباه برای وصف فواید عامه، برنامه‌های رفاهی و یا برنامه‌ریزی اقتصادی در مقیاس کوچک که کشورهای سرمایه‌دار به کار می‌بندند استفاده می‌شود.

از نخستین آزمایش‌های موفق در توسعهٔ علمی اقتصاد سوسیالیستی می‌توان از اتحاد شوروی نام برد که در اواخر دههٔ ۱۹۲۰ توان تولید را به دارایی اجتماعی تبدیل کرد، زمین‌ها و صنعت کشاورزی را از زمین‌داران خصوصی مصادره کرده و آنها را دارایی دولت ساخت.

سوسیالیسم را می‌توان در شعار «از هرکس به اندازهٔ توان او، به هرکس به اندازهٔ کارش» خلاصه کرد.

تضادها[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ازجایی‌که سوسیالیسم روشی از سازمان‌دهی جامعه میان سرمایه‌داری و کمونیسم است، طبیعی‌ست که ویژگی‌هایی از هردو سامانه در خود نگه دارد. این پدیده به‌خاطر حقیقت مادی جهان است، به بیانی دیگر، نمی‌توان به‌سادگی گذشته را پاک کرد (سرمایه‌داری و هرآنچه ساخت و به آن انجامید)، بلکه باید در طول انقلاب با آن سازش کرد. برای نمونه، کسانی که در نظام سرمایه‌داری بخشی از بورژوازی بودند همچنان در سوسیالیسم زنده بوده و وجود خواهند داشت تا دولت انقلابی تصمیم بگیرد با آنها چه کند. کارخانه‌هایی که در چهارچوب سرمایه‌داری ساخته شدند نیز این‌چنین‌اند (که برای نمونه به شهرهای بسیار ویژسته یا اختصاص‌یافته‌ای انجامید که تنها به تولید فولاد معروف بودند و اکنون، به‌خاطر منحل‌ شدن انبوه کارخانه‌های فولاد در جهان شمال بسیار تنگ‌دست شده‌اند): دولت سوسیالیستی انقلابی چنین چیزهایی را به ارث برده و باید از پس آنها برآید.

کمونیسم را می‌توان به‌خوبی با گزارهٔ «براندازی کامل دارایی خصوصی» وصف کرد که به‌ویژه توان تولید، یا به عبارتی ابزارها، دستگاه‌ها، منابع و مکان‌هایی که برای تولید فرآوره‌های اقتصادی و اجتماعی به کار می‌روند را در بر‌می‌گیرد. فریدریش انگلس در اصول کمونیسم وضعیتی که برای به وجود آمدن و براندازی دارایی خصوصی نیاز است را وصف می‌کند. براندازی دارایی خصوصی تنها در صورتی شدنی‌ست که گسترش نیروهای تولیدی جامعه ضروری شده باشد.[۴]

در سوسیالیسم و کمونیسم دارایی شخصی، همچون چیزهایی که مربوط به کاربرد شخصی هستند (مسواک، خودرو و...) همچنان وجود خواهند داشت.

برای نمونه، سامانهٔ مالی، بخش‌های نیرو، نفت، بیمه، آموزش و هوافضا در چین همگی در کنترل سفت‌وسخت دولت قرار دارد و شرکت‌های دولتی بیشتر منابع و نیروی کار این بخش‌ها را با هماهنگی با برنامه‌های پنج‌سالهٔ چین اداره می‌کنند.

در آن واحد، شرکت‌های سرمایه‌دار خصوصی در بخش‌هایی همچون صنعت املاک وجود دارند. بااین‌همه، این شرکت‌ها به‌خوبی زیر نظر و فشار دولت قرار داشته و اجازهٔ تبدیل توان اقتصادی به توان سیاسی به آنها داده نمی‌شود. بنابراین، ویژگی‌هایی از هر دو سامانه را می‌توان دید. این دو نیمهٔ متضاد هم‌زمان در جریان بوده و نتیجهٔ آنها کشوری‌ست که اقتصاد سوسیالیستی آن ۲ تا ۳ برابر تندتر از آمریکای سرمایه‌دار در سی سال گذشته رشد کرده‌است.

منبع‌ها[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. مرکز اقتصاد آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۵۴)، اقتصاد سیاسی، بخش ۳.
  2. کارل مارکس (۱۸۷۵)، نقد برنامهٔ گوتا.
  3. ژوزف استالین (۱۹۵۱)، مشکل‌های اقتصادی سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی.
  4. فریدریش انگلس (۱۸۴۷). اصول کمونیسم.