More languages
More actions
این مقاله یک خرده مقاله است. می توانید با ویرایش آن کمک کنید |
اتحاد جماهیر شوروی (نام رسمی: اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی (USSR))، اتحادی فراملیتی تشکیلشده از دولتهای سوسیالیستیِ مارکسیستلنینیست بود که از تاریخ ۱۹۲۲ تا ۱۹۹۱ در اوراسیا وجود داشت.
شوروی پس از انقلاب اکتبر در ۱۹۲۲ بهعنوان اتحادیهای ساختهشده از چهار جمهوری سوسیالیستی، از جمله جمهوری سوسیالیستی فدراسیونی روسیهٔ شوروی، جمهوری سوسیالیستی فدراسیونی قفقاز جنوبی شوروی، جمهوری سوسیالیستی اوکراین شوروی و جمهوری سوسیالیستی بلاروس شوروی تأسیس شد. جمهوریهای سوسیالیستی تاجیکستان و ازبکستان شوروی نیز چند سال پس از تأسیس اتحادیه به آن پیوستند؛ قفقاز جنوبی شوروی در ۱۹۳۶ جای خود را به جمهوریهای سوسیالیستی آذربایجان، ارمنستان و گرجستان شوروی داد. از ۱۹۵۶ تا ۱۹۹۱ شوروی از ۱۵ جمهوری تشکیل شده بود که از میان آنها دو جمهوری در سازمان ملل متحد عضویت جداگانه داشتند.
شوروی، بهعنوان نخستین دولت سوسیالیستی پایدار در تاریخ، جایگزین سیاسی نوآورانهای برای طبقهٔ کارپیشگان را پیش آورد. در زمانهای که کارگران جهان غرب همچنان برای به دست آوردن حقوق صنفی خود در کوشش بودند این دستاوردی چشمگیر و تحسینبرانگیز بود؛ قانون اساسی ۱۹۲۴ شوروی و قانون اساسی ۱۹۳۶ شوروی را میتوان از پیشرفتگراترین دستاوردهای سیاسی تاریخ دانست.
شوروی در حالی توسعه یافت که هم از سوی دولتهای سرمایهدار و هم امپریالیسم جهانی زیر فشار شگرفی بود؛ چنانکه از آغاز جنگ داخلی روسیه در ۱۹۱۸ و در طول آن چندین بار توسط بریتانیا، فرانسه، ایالات متحده، ژاپن، لهستان و چندین قدرت اروپایی کوچکتر مورد تازش و تعرض قرار گرفت. برخی از این دستدرازیها موقتاً در براندازی شوراهای محلی موفق بوده و بهجای آنها نظامهای دستنشاندهٔ کمونیستستیز را به قدرت رساند. بااینهمه، تازشگران همچنان در جلوگیری از شکلگیری اتحادیهٔ شوروی ناتوان ماندند.
کمتر از دو دهه پس از تأسیس و هنگام جنگ جهانی دوم، تازش نازیها به شوروی دومین جنگ امپریالیستی علیه آن را این بار با نام فاشیسم رقم زد. با اینکه فاشیستها آسیب فاجعهباری به غرب شوروی وارد کرده بودند، درپایان، ارتش سرخ در عقب راندن نیروهای آلمان نازی پیروز بود و در ادامهٔ جنگ از مهمترین دلیلهای شکست نازیسم آلمانی در ۱۹۴۵ شد.
حتی با وجود همهٔ این دشواریها، شوروی توانست به یکی از چشمگیرترین پیشرفتهای اقتصادی در زمانهٔ نوین دست یابد. سوسیالیسمْ کشوری از بیسوادان و رعیتهایی که گشنگی میکشیدند را به ابرقدرتی صنعتی تبدیل کرد که دارای تندرشدترین اقتصاد جهان بود. مردم شوروی از تندرستترین و خوشسوادترین مردم جهان بوده و برخی از چشمگیرترین دستاوردهای دانشی و صنعتی تاریخ را به نام خود ثبت کردند. همچنین، شوروی الگوی بسیار اثرگذاری برای پروژههای سوسیالیستی پسازخود، همچون ویتنام، چین و کوبا را فراهم کرد.
از ۱۹۸۸، بسیاری از جمهوریهای شوروی، پیشاز سرنگونی غیرقانونی آن در ۱۹۹۱، آغاز به جدا شدن از شوروی کردند. قلمروی پیشین آن میان دولتهای جانشین روسیه، لتونی، لیتوانی، استونی، بلاروس، اوکراین، پِریدْنِسترُوی، مولداوی، گرجستان، آذربایجان، ارمنستان، آبخازستان، اوستیای جنوبی، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، تاجیکستان و جمهوری آرتساخ که تا ۲۰۲۴ (۱۴۰۲ خورشیدی) وجود داشت تقسیم شد.
دولت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

انتخابات[ویرایش | ویرایش مبدأ]
تا پیشاز ۱۹۳۶ (۱۳۱۵ خورشیدی)، اجارهدهندگان، سرمایهداران، کشیشها و تزاریها اجازهٔ رأیدهی نداشتند. قانون اساسی ۱۹۳۶ شوروی این محدودیتها را از میان برداشت تا همهٔ شهروندانی که ۱۸ سال یا بیشتر داشتند، بهاستثنای بیماران روانی و تبهکارانی که از سوی دادگاه محرومیت حقوقی دریافت کرده بودند، بتوانند رأی دهند. برپایهٔ قانون اساسی ۱۹۲۴ (۱۳۰۲ خورشیدی)، مردم نمایندگان ردهپایین را انتخاب کرده و نمایندگان ردهبالاتر غیرمستقیم انتخاب میشدند. ولی با سر کار آمدن قانون اساسی ۱۹۳۶، همهٔ نمایندگان شورایی از ردهٔ محلی گرفته تا کل جماهیر شوروی با رأی مستقیم مردم انتخاب میشدند.[۱]
شورای عالی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
شورای عالی جماهیر شوروی نهاد قانونگذار یا به عبارتی مجلس آن بود که هر چهار سال نمایندگان آن انتخاب میشدند. این شورا دارای دو شاخه یا بخش بود: شورای اتحاد، که برپایهٔ جمعیت انتخاب میشد، و شورای ملیتها، که برپایهٔ خود جمهوریها، جمهوریهای خودمختار اتحاد شوروی، استانهای خودمختار و منطقههای خودمختار شوروی انتخاب میشد. هر شاخه میتوانست قانونگذاری کند با این شرط که قانون باید اکثریت رأی در هر دو شاخه را به دست آورد تا تصویب شود. هر شاخه یک رئیس کل و دو نایبرئیس را برای اداره کردن نشستهایشان انتخاب میکردند که سالی دوبار رخ میداد. هیئت رئیسهٔ شورای عالی نیز میتوانست نشستهای ویژه را تشکیل دهد.[۱] تا پیشاز ۱۹۳۶، شورای عالی با نام مجلس شوراها و شورای اتحاد با نام شورای فدرال شناخته میشدند.[۲]
هرکدام از نمایندگان شورای فدرال بهازای هر ۲۵ هزار شهروند یا ۱۲۵ هزار ساکن روستا انتخاب میشدند.[۲] پساز ۱۹۳۶، شورای اتحاد برای هر ۳۰۰ هزار ساکن یک نماینده در خود داشت.[۱]
از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۶، شورای ملیتها برای هر جمهوری اتحاد پنج نماینده و برای هر جمهوری و استان خودمختار یک نماینده داشت.[۲] در ۱۹۳۶، این قانون تغییر کرد تا هر جمهوری اتحاد ۲۵، هر جمهوری خودمختار ۱۰، هر استان خودمختار ۵ و هر منطقهٔ خودمختار دارای ۱ نماینده باشد.[۱] این روش دوباره در ۱۹۷۷ (۱۳۵۶ خورشیدی) تغییر کرد تا هر جمهوری اتحاد ۳۲ و هر جمهوری خودمختار ۱۱ نماینده داشته باشد.[۳]
هیئت رئیسه[ویرایش | ویرایش مبدأ]
هیئت رئیسهٔ شورای عالی اتحاد شوروی در نشستهای تلفیقی شورای اتحاد و شورای ملیتها انتخاب میشد. این هیئت از یک رئیس کل، یک وزیر، یک نایبرئیس از هر جمهوری اتحاد و ۲۴ عضو تشکیل میشد.[۲]
شورای کمیسرهای خلق[ویرایش | ویرایش مبدأ]
شورای کمیسرهای خلق که با نام سونارکوم نیز شناخته میشود شاخهٔ اجرایی شوروی بود و در نشست تلفیقی شورای اتحاد و شورای ملیتها انتخاب میشد.[۲]
دیوان عالی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
دیوان عالی بالاردهترین دادگاه جماهیر شوروی بود که شورای عالی هر پنج سال آن را انتخاب میکرد.[۲]