More languages
More actions

بورژوازی به قشر حاکم در جامعهٔ سرمایهداری گفته میشود. این طبقه مالک توان تولید (برای نمونه، کارخانهها، ابزارها، زمین، فناوری و...) بوده و اثرگذارترین تصمیمگیرنده در روند تولید نیز است. بقای آن به وجود ارزش اضافی بستگی دارد که آن را از راه بهرهکشی و استثمارِ توان کار کردن کارپیشگان و در کنترل داشتن توان تولید به دست آورده و حفظ میکند.[۱]
(در لفظ امروزی، «قشر سرمایهدار» یا «سرمایهدار» هممعنی بورژوازی/بورژوا، و «قشر کارگر» نیز همارز «کارپیشگان» یا «پرولتاریا» به شمار میرود.)
تاریخچه[ویرایش | ویرایش مبدأ]
پیدایش[ویرایش | ویرایش مبدأ]
هنگام زمانهٔ نظام اربابرعیتی در کشورهای اروپای باختری واژهٔ «بورژوا» بهمعنای کسی بود که در شهر، یا به فرانسوی «بورگ» میزیست.
در اواخر سدهٔ پانزدهم میلادی گسترش و توسعهٔ مبادله و تولید کالا به برخی از عضوهای بورژوازی اجازه داد تا جایگاه خود را نسبت به دیگر شهرنشینان بالا ببرند.
از رعیتهای قرون وسطی، شهرنشینهای [بورگیها] نخستین شهرها پدیدار شدند و از این بورگسها نخستین عنصرهای بورژوازی شکل گرفت.
— کارل مارکس، فریدریش انگلس, بیانیهٔ حزب کمونیست
طبقهٔ بورژواها از بازرگانان، نزولخواران، ثروتمندترین رئیسان صنف و برخی از روستانشینان شکل گرفته بود.
بورژوازی با پیشرفت صنعت، بازرگانی و ناوبری توانست بهتدریج ثروت روزافزونی را به دست آورده و در دستان خود متمرکز سازد. پیدایش بورژوازی با زمانهٔ انباشت سرمایهٔ آغازین مصادف بود که کارهایی همچون مصادرهٔ زمین و سازوبرگ تولید از دست تودههای مردم را در برمیگرفت و وابستگی بسیاری به غارت و چپاول استعمارگرانه نیز داشت. در این زمانه بود که وضعیت مطلوبی برای پیدایش و پیشرفت رابطهٔ تولید سرمایهدارانه به وجود آمد. از مهمترین ویژگیهای آن میتوان به نبود وابستگی شخصی و توان تولید در دست بسیاری از کارگران مزدی و همچنین انباشت میزان چشمگیری از سرمایهٔ پولی در دست بورژوازی اشاره کرد.
کشف (۱۴۹۲ میلادی یا ۸۷۰/۸۷۱ خورشیدی) و استعمار قارهٔ آمریکا، کشف راهی دریایی به هند با دور زدن آفریقا (۱۴۹۸ یا ۸۷۶/۸۷۷ خورشیدی) و گسترش دادوستد با مستعمرهها زمینهٔ تازهای برای فعالیت بورژوازیِ نوپا به وجود آورد. تولیدات صنفها دیگر پاسخگوی تقاضای کالاها نبود. در نتیجهٔ انقلاب صنعتی که در میانهٔ سدهٔ هجدهم در انگلیس آغاز شد و به اروپا و آمریکای شمالی نیز رسید، کارخانهها آغاز به جایگزینی فروشگاههای صنایع دستی کردند و کمی بعدتر صنعتهای دستگاهی بزرگمقیاس نیز به آنها افزوده شدند. در این برههٔ تاریخی قشری نو، یعنی کارپیشگان، پا به عرصه گذاشت که متضاد و نابودکنندهٔ طبقهٔ بورژوازی دانسته میشود.
نمونههای نوین[ویرایش | ویرایش مبدأ]
مدیرعامل شرکت ایرانخودرو، هیئت مدیره و همچنین سهامداران بزرگ آن همگی بورژوا بوده و به طبقهٔ بورژوازی تعلق دارند. به این دلیل که آنها مالک کارخانههای خودروسازی و دستگاههای درون آنها که دارایی خصوصی است هستند و برای ساخت و فروش این خودروها برای خود کارگران را استخدام میکنند. کارگران این شرکت بورژوازی نیستند، چراکه حتی اگر سهام کوچکی از ایرانخودرو داشته باشند مالک هیچگونه کارخانه، ساختمان یا دستگاهی نیستند.
صاحبخانهها یا اجارهدهندگانی که خانه یا زمینی را به شخص یا کسبوکاری اجاره میدهند بورژوازی شمرده میشوند. ولی این برای کسی که چندین خانه دارد اما هیچکدامشان را اجاره نمیدهد صدق نمیکند. چراکه اجارهدهندگان از راه دارایی، سرمایه استخراج میکنند. این سرمایه که شکل پول را به خود دارد سپس میتواند برای خریدن خانهها و زمینهای بیشتر به کار گرفته شود که به انباشت سرمایهٔ بیشتری میانجامد و این چرخه را از نو تکرار میکند.
مالک خانهای که پیمانکاری را برای کار در ملک خود استخدام میکند (همچون لولهکش، نصبکنندهٔ ماهواره و...) بورژوازی نیست. چون که با این کار از پیمانکار سرمایهای استخراج نمیکند. بااینهمه، شرکتهای خدماتیِ سرمایهدار (برای نمونه، شرکتهای نظافتی) بورژوازی هستند. چراکه وقتی شخصی به خدمتکار مبلغی را میپردازد، در واقع آن مبلغ به خود کارگر داده نشده و بهجای آن به شرکت سرمایهدار داده میشود. سپس مالکان شرکت تصمیم میگیرند که چه مقداری از هزینهٔ پرداختشده را به کارگر بدهند که بیشتر زمانها بخش بزرگتر را برای خود نگه داشته و باقیماندهٔ آن را به کارگر میدهند. مالک خانه صرفاً هزینهٔ کاری خدماتی را میپردازد.
صاحبان کسبوکارهای کوچک همچون کسی یا خانوادهای که یک کسبوکار یا یک دارایی برای اجاره دادن دارند بورژوازی شمرده میشوند. ولی به آنها بورژوازی کوچک یا خردهبورژوازی گفته میشود. ازجاییکه آنها معمولاً دارای قدرت سیاسی بهویژه در اندازهای که بورژوازی بزرگ یا کلانبورژوازی برخوردار است نیستند (برای نمونه، به تضاد میان لابی کردن مالکان شرکت نفتوگازی اکسونموبیل برای آغاز جنگ و خانوادهٔ کوچکی که دارای سوپرمارکت کوچکی بوده و بهسختی برای بقای خود میکوشد، بنگرید)، مارکسیستها بیشتر زمانها دشمنی سرسختانهای با آنها ندارند. بااینحال، همچنان کارگرانشان (یا احتمالاً خود یا خانوادهشان) را استثمار کرده و ازاینرو، از خیانت به طبقهٔ خود برای رها ساختن خود و کارگرانشان استقبال میشود.
منبعها[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- ↑ مدخل «bourgeoisie». دانشنامهٔ بزرگ شوروی. ویراست سوم (۱۹۷۰ تا ۱۹۷۹).