تغییر منو
تغییر منوی شخصی
به سامانه وارد نشدید
Your IP address will be publicly visible if you make any edits.

نوشتار:فمبوی‌ها و ساختار جنسیت

از ویکی‌پرولتار

الگو:Infobox essay

کوششی اولیه برای ساخت محتوای دیالکتیکی دربارهٔ ماهیت جنسیت و نحوهٔ ساختار آن با استفاده از مثال تضاد خصمانه میان فمبوی‌ها و هویت تراجنسیتی

پدیدآورنده: ال.جی.سی

پیشگفتار[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این مقاله دربارهٔ جنسیت و برهم‌کنش‌ها، سازوکارهای داخلی و توسعهٔ آن از راه دیدگاهی دیالکتیکی و ماده‌باورانه بحث می‌کند و باید به‌عنوان قطعه‌ای تلقی شود که نشانگر چارچوبی‌ست نیازمند توسعهٔ بیشتر بر آن و به‌گونه‌ای اشتراکی تا به فهم ما از جنسیت و میان‌کنش آن با جامعه بیفزاید.

پدیدآورنده معتقد است آزادی دگرباشان گرایشی ذاتی در مبارزهٔ طبقاتی و رهاسازی کارپیشگان است و هر کس که با این نظر مخالف باشد، آزاد است به‌خاطرش جوشی شود، برای پدیدآورنده هیچ اهمیتی ندارد.

(این بخش به‌عمد خالی گذاشته شده‌است تا دیگر نویسندگان شاید چیزی دربارهٔ کوتاه نگه داشتن پیشگفتارها یاد بگیرند، سپاس! لطفاً از مقاله لذت ببرید)

فصل اول: جنبه‌های اصلی جنسیت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برای درک جنسیت به‌گونه‌ای که تمام تناقض‌های ناشی از تحلیلی لیبرالی را حل کند، باید جنسیت را به دو بخش بنیادی تقسیم کرد: جنبه‌های اصلی و فرعی. در این چارچوب جنبه‌های اصلی جنسیت بخش‌هایی هستند که درک اساسی از خویش را در سطحی زیراجتماعی شکل می‌دهند. در عمل، این «احساس» جنسیت است، ویژگی ذاتی در همهٔ ما که تعیین می‌کند چه کسی هستیم. ولی هنوز به‌قطع نمی‌دانیم که این جنبه چیست، ولی هم‌اکنون می‌توان به‌دلیل ارتباط‌هایی که میان جنبه‌های اصلی جنسیت با عصب‌کالبدشناسی کشیده شده‌است، مانند دُش‌سُهِش یا ملال زیست‌شیمیایی فرض کرد که این جنبه عصبی‌کالبد‌شناختی باشد.[۱]

اما جنبه‌های اصلی جنسیت چیست؟ ما می‌توانیم با اطمینان نتیجه بگیریم که جنبه‌های اصلی جنسیت شامل تمام جنبه‌های جنسیتی است که به طور اجتماعی تحمیل نشده‌اند، به‌طور قابل توجهی این امر باعث می‌شود که نشانگرهای جنسی اولیه (sex markers) به دلیل ماهیت به طور شگفت‌انگیز متغیر در افراد ترنسجندر، به عنوان یک استثنا تلقی شوند، یعنی درمان‌های مورد نظر برای افراد ترنسجندر به طور کلی شامل عمل جراحی تناسلی نیست، بلکه بیشتر ترنسجندرها هیچ عمل جراحی تناسلی انجام نمی‌دهند. در مطالعه سال 1999 به نام «روندها و روندهای زمانی در هویت‌های ترنسجندر و عمل جراحی تایید کننده جنسیت» نوشته شده توسط Ian T Nolan, Christopher J Kuhner و Geolani W Dy، یافت شده است که تنها حدود 25 تا 35 درصد از افراد ترنسجندر و غیرجنسیتی در ایالات متحده عمل جراحی تایید کننده جنسیت انجام می‌دهند که شامل: عمل جراحی تناسلی، عمل جراحی تناسلی، عمل جراحی میویدیوپلاستیک و عمل جراحی سینه/پستان[۲]

علاوه بر این، طبق یک تحلیل متا (meta analysis) به نام «آیا هورمون‌ها و عمل جراحی برای سلامت بزرگسالان با عدم تناسب جنسیت بهبود می‌بخشند؟ یک بررسی سیستماتیک از نتایج گزارش شده توسط بیماران» نوشته شده توسط Kelsey Ireland, Madeleine Hughes و Nicola R Dean، «در سه مطالعه آزمایشی که معیارهای مورد نیاز را برآورده می‌کردند، اختلال بیوشیمیایی جنسیت به طور قابل توجهی بهبود یافت. عمل جراحی نیز در اختلال بیوشیمیایی جنسیت، به‌ویژه عمل جراحی برداشتن پستان و عمل جراحی زیبایی صورت، منجر به بهبود شد...»[۳]. این تاکید بر عمل جراحی برداشتن پستان (top surgery برای افراد ftm) و عمل جراحی زیبایی صورت نشان می‌دهد که عمل جراحی تناسلی ممکن است یک انتخاب بیشتر تحت تأثیر عوامل اجتماعی نسبت به سایر اشکال انتقال (به ویژه درمان هورمونی) باشد.

در اینجا تضاد موجود در جنبه‌های اصلی جنسیت را می‌بینیم: ما تضاد را بین هویت جنسی و جنسیت زیستی می‌بینیم، اما باید جنبه‌های ثانویه جنسیت را به عنوان تضادی بین انتظارات اجتماعی از جنس‌های پذیرفته شده و اراده شخصی جنس‌گرا (جنس‌گرا) در نظر بگیریم - که شخصیتی که تجربه جنسیت دارد.

برای درک این تضاد، باید آن را به اجزای آن تجزیه کنیم. جنس‌های پذیرفته شده مجموعه‌ای از هویت‌های جنسیتی هستند که توسط جامعه به عنوان "نرمال" تلقی می‌شوند. در غرب، این عمدتاً شامل دو جنس "مرد" و "زن" است. توجه کنید که این به طور اساسی افراد غیرجنسیتی را از معادله خارج می‌کند. اراده شخصی جنس‌گرا چیزی کمی جالب‌تر است، زیرا به طور ذاتی بازتابی از هویت جنسی فرد نیست، بلکه بیشتر تمایل اجتماعی آگاهانه فرد برای ابراز خود در تضاد با انتظارات اجتماعی از جنس آن‌ها (با توجه به عدم پذیرش هویت جنسی) می‌تواند منجر به اختلال بیوشیمیایی شود - یعنی افرادی که هویت جنسی خود را نپذیرفته‌اند می‌توانند از رعایت بیان جنسیتی دیگری دچار اختلال بیوشیمیایی شوند.

فصل 2.2: چگونه افراد کوییر در این جا قرار می‌گیرند؟[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ما می‌توانیم درک کنیم که افراد کوییر، که هویت جنسی خود را پذیرفته‌اند، یک سنتز خلاقانه جدید از بیان‌های جنسیتی مورد انتظار اجتماعی و اراده شخصی خود ایجاد می‌کنند. این امر می‌تواند حل تضاد بدون پایبندی به انتظارات لیبرالی از جنسیت زیستی را تسهیل کند. چنین سنتزی اغلب شامل زیرشکن کردن انتظارات لیبرالی از جنسیت زیستی است، به عنوان مثال، ترکیب ریش‌های موی صورت و آرایش یا پوشیدن لباس‌های زنانه بر روی بدن مرد.

با این حال، توجه داشته باشید که این بیان اغلب در بین افراد ترنسجندر یافت می‌شود، صرف نظر از اینکه آیا آن‌ها کوییر هستند یا نه، این موضوع از درک آن‌ها از خودشان ناشی می‌شود و باید به آن احترام گذاشته شود.

فصل 2.3 Sexuality as a Secondary aspect of gender[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برخی از افراد ترنسجندر گزارش می‌دهند که پس از انتقال (transition) "تغییر در ستیگیت" (sexual orientation) را تجربه می‌کنند. این می‌تواند یک نمونه از این باشد که ستیگیت (sexuality) به عنوان یک جنبه ثانویه از جنسیت عمل می‌کند، به این معنی که جنسیت زیستی قبلی آن‌ها ستیگیت واقعی خود را به دلیل فشار اجتماعی سرکوب کرده است، یا که جنسیت زیستی جدید آن‌ها با انتظارات اجتماعی ستیگیت مطابقت دارد تا سعی کند تضاد بین انتظارات اجتماعی ستیگیت و ترجیح جنسی فردی را حل کند.

همچنین ممکن است افراد ترنسجندر پیش از انتقال، ستیگیت کوییر را برای تعدیل هویت خود با تجربیات کوییر بدون اعتراف به هویت ترنسجندر خود رعایت کنند[۴]

فصل سوم: بررسی فمبوی‌ها[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اکنون به پدیده جالبی می‌رسیم: فمبوی (femboy). فمبوی در این مقاله، کسی است که به‌طور خودمعرفی به‌عنوان فمبوی (femboy) شناخته می‌شود، نه افرادی که به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از بیان جنسیت کوییر خود آن‌ها را شناسایی می‌کنند. پس فمبوی چیست؟ یک مرد/پسر فمبوی (femboy) است که با اصطلاح "فمبوی" شناسایی می‌شود، اغلب نشانه‌های زنانه را از طریق تیزی بدن، پذیرش لباس‌های سنتی زنانه (مانند لباس‌های فانتزی خدمتکاری، ساق‌های بلند راه‌راه، شلوارک دلفین، هودی صورتی و ...) به نمایش می‌گذارد. از جانب این، همه آن‌ها جنبه‌های ثانویه جنسیت هستند، ویژگی‌های سبک و/یا رفتاری که نمی‌توان آن‌ها را به مفهوم هویت جنسی به عنوان آن چیزی که در بالا توضیح داده شد نسبت داد. با این حال، فمبوی‌ها به عنوان یک هویت جنسی خودش را تعریف می‌کنند، نه به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از بیان کوییر، بلکه با پذیرش نقش‌های جنسیتی زنانه و بیان‌های سنتی غربی و سفید، از طریق اشاعه جنسیتی بیش از حد خود.

اما چرا؟ اجازه دهید دوباره تضادها را بررسی کنیم: ما تضاد اصلی جنسی بین هویت جنسی و جنسیت زیستی را می‌بینیم، که توسط فمبوی‌ها اشغال نمی‌شود، اما تضاد ثانویه، توسط فمبوی‌ها اشغال می‌شود - تضاد بین انتظارات اجتماعی از جنس «مرد» و اراده شخصی زنانه. فمبوی‌ها، برخلاف افراد کوییر، یک سنتز خلاقانه جدید از بیان جنسیت ایجاد نمی‌کنند، بلکه تضاد را به عنوان خصمانه در نظر می‌گیرند و سعی می‌کنند یک جنس اجتماعی پذیرفته شده جدید بسازند، بدون داشتن تضاد اصلی، برای جبران این کمبود، آن‌ها هویت جنسی را با بیان جنسیتی جایگزین می‌کنند، که این امر مفاهیم سنتی و تثبیت‌شده از جنس و سکه را تقویت می‌کند، تا وجود خود را توجیه کنند، بنابراین باید مفاهیم سنتی و تثبیت‌شده از جنس و سکه را حفظ کنند.

= فصل 3.2: تضاد بین cis-normativity و تنوع جنسیت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این یک تضاد عمیق‌تر را آشکار می‌کند که هنوز توسط این مقاله لمس نشده است: تضاد بین چارچوب‌های نوردنورمالی برای درک جنسیت و درک دقیق‌تر تنوع جنسیت.

از طریق فمبوی، تلاش برای حل تضاد خصمانه بین نوردنورمالیت و تنوع جنسیت از طریق ایجاد و تأیید یک جنسیت کوچک - جنسیت کوچک، یک جنس ساخته شده بدون هویت جنسی است - به این معنی که تنها چیز ملموس در آن بیان خود است. چنین جنیزی، به طور ذاتی، با تقویت انکار هویت جنسی و تأیید ایده جنسیت به عنوان یک عمل، در تایید چارچوب نوردنورمالی عمل می‌کند - که مستلزم غیرمعتبر کردن هویت ترنسجندر به دلیل ادعای عدم وجود یک هویت جنسی منفرد است.

= فصل 3.3: آسیب‌های ناشی از هویت فمبوی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بدون شک، این مفهوم اینکه آسیب‌های ناشی از هویت فمبوی چیست، ضروری است، زیرا یک تحریف از تنوع جنسیت است که موجی از مبهم‌سازی واقعیت جنسیت، به‌ویژه آنلاین، ایجاد کرده است، جایی که افراد ایده‌هایی در مورد جنسیت و ماهیت جنسیت را به عنوان یک عمل مطرح می‌کنند. این باید درک شود به عنوان یک زیرشکن کردن درک صحیح از جنسیت و در نهایت یک حرکت معکوس به جامعه.

= فصل 3.4: چرا مردم به دنبال شناسایی به‌عنوان فمبوی هستند؟[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این یک سوال بسیار جالب است، زیرا با توجه به آشفتگی ادعای فمبوی‌ها به‌عنوان یک جنس، چرا برخی همچنان به‌عنوان فمبوی‌ها خود را معرفی می‌کنند؟

این امر را می‌توان به عوامل متعددی نسبت داد، از جمله تلاش برای حل تضاد جنسی به عنوان یک فرد غیرجنسی یا ترنسجندر بدون داشتن یک چارچوب درک مناسب، یا تلاش برای دور زدن شناسایی به‌عنوان ترنسجندر. همچنین افرادی وجود دارند که به‌عنوان فمبوی‌ها خود را معرفی می‌کنند، زیرا تلاش می‌کنند اراده شخصی خود برای بیان جنسیتی با انتظارات اجتماعی پذیرفته‌شده از جنسیت مطابقت دهند - به عنوان یک محصول جانبی از همین ساختارهای نوردنورمالی.

نتیجه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در نتیجه، اکنون ماهیت جنسیت را به این شکل درک می‌کنیم که از دو بخش تشکیل شده است: جنبه‌های اصلی و جنبه‌های ثانویه. ما همچنین تضادهای ذاتی آن‌ها و راه‌حل‌های آن‌ها را درک می‌کنیم. به طور خاص، تضاد بین هویت جنسی و جنسیت زیستی، که از طریق پذیرش هویت جنسی یا پیروزی جنسیت زیستی حل می‌شود، و تضاد بین انتظارات اجتماعی پذیرفته‌شده از جنس‌ها و اراده شخصی جنس‌گرا، که از طریق پایبندی به انتظارات اجتماعی از جنس‌ها یا سنتز خلاقانه جدید از بیان جنسیت حل می‌شود.

اکنون ما یک چارچوب داریم تا جنسیت و تعاملات آن با جامعه و فرد را تجزیه و تحلیل کنیم و نحوه تضاد بین نوردنورمالیت و تنوع جنسیت را در یک تضاد خصمانه درک کنیم. ما فمبوی کوچک را درک می‌کنیم و پیامدهای آن، پایه‌اش در نوردنورمالیت جامعه و مکانیزم‌های داخلی آن و نحوه تضاد آن با جنسیت و سکه ترنسجندر را درک می‌کنیم.

ما باید این چارچوب را توسعه دهیم و بیشتر آن کنیم تا تجزیه و تحلیل دیالکتیکی از جنسیت و هویت را در آینده انجام دهیم تا درک بهتری از خود و دیگران داشته باشیم.

  1. ملال زیست‌شیمیایی. genderdysphoria.fyi.
  2. Ian T Nolan, Christopher J Kuhner, Geolani W Dy (2019). Demographic and temporal trends in transgender identities and gender confirming surgery.
  3. Kelsey Ireland, Madeleine Hughes, Nicola R Dean (2025). Do hormones and surgery improve the health of adults with gender incongruence? A systematic review of patient reported outcomes.
  4. Matthias K Auer, Johannes Fuss, Nina Höhne, Günter K Stalla, Caroline Sievers (2014). Transgender Transitioning and Change of Self-Reported Sexual Orientation.